«بسم الله الرحمن الرحیم»
به همه دوستانی که منتظر ارائه این محصول و عمل به تکلیف بودند مژده می دهیم که به لطف خدا بسته "من نسکافه نمیخورم" منتشر شد.
برداران و خواهرانی که مایلند این بسته و دیگر محصولات جنبش دانشجویان جهان اسلام را تهیه کنند، لطفاً با ما تماس بگیرند.
به امید پیروزی نهایی حق بر باطل
یا حق
۲. مطالب مربوط به مجموعه «من نسکافه نمیخورم» تمام شد. البته با توجه به سرعت بسیار بالای خطوط اینترنت (!) نتوانستیم عکسها و کاریکاتورها را ارایه کنیم.
۳. از نظرات اصلاحی و تکمیلی همه برادران و خواهران بزرگوارمان نیز استقبال میکنیم. حتما نظرتان را برایمان بنویسید. منتظریم.
۴. برای دریافت پستی نسخه چاپی هم لطفا این مشخصات را برایمان بفرستید:
نام و نام خانوادگی - سن - تحصیلات - شغل - تلفن - پست الکترونیک
۵. نگران هزینه اش هم نباشید.
7. اگر دلتان خواست با ما تماس بگیرید از این تلفن یا نشانی پستی استفاه کنید: (البته حتماْ بگویید بسیج دانشجویی - جنبش دانشجویان جهان اسلام)
تهران - بزرگراه شهید چمران - پل مدیریت - دانشگاه امام صادق (علیه السلام)
تهران، صندوق پستی 159-14655
88590077-021
۶. التماس دعا
• بخشی از سود آن در اختیار رژیم اشغالگر قدس یا نهادهایی گذاشته میشود که مستقیماً با اسلام و جوامع اسلامی مبارزه میکنند؛
• مدیران شرکت، پشتیبانی خود را از رژیم اشغالگر قدس یا نهادهایی که مستقیماً با اسلام و جوامع اسلامی مبارزه میکنند، اعلام کردهاند؛
• دارایی، سود فروش یا اعتبار شرکت در راه گسترش اسلامستیزی و اسلامگریزی مصرف میشود.
1. آيا خريد توليدات اين شرکت جايز است؟
2. آيا استفاده از توليدات اين شرکت جايز است؟
3. آيا تفاوتي ميان کالاهاي مختلف (پوشاک، مواد غذايي، نرمافزار و ...) از باب خريد يا استفاده وجود دارد؟
4. اگر اين شرکت، با تاسيس نمايندگي، کالاي خود را درون کشور توليد کند، خريد يا استفاده از آن جايز است؟
5. اگر کالاي يک شرکت داخلي، تحت ليسانس و با اجازهي اين شرکت توليد شود، با توجه به اين که اين اجازه، در قبال پرداخت هزينهاي به صورت سـاليانه صادر ميشود، خريد يا استفاده از آن جايز است؟
6. اگر به علت نبود قوانين يا نظارت مناسب يا هر دليل ديگر، کـالاي اين شرکت وارد کشور شود، خريد يا استفاده از آن جايز است؟
7. اگر نـام، نشان يا مبدا صادرکنندهي کـالا تغيير داده شود تا شـرکت اصلي پنهان بماند، خريد يا استفاده از آن جايز است؟
8. آيا يک شرکت داخلي، براي افزايش فروش کـالاي توليدي خود (مثلاً پوشاک)، ميتواند از نام يا نشان اين شرکت استفاده کند؟
9. آيا استخدام در اين شرکت يا تبليغ کالاي آن جايز است؟
هر شرکت و موسسهای که در راه تقویت دشمنان اسلام اقدام مینماید و سود به دست آمده {را} در مسیر تضعیف اسلام و نظام اسلامی به کار میگیرند، فعالیت آنان جایز نیست و هرگونه همکاری با آنها حرام است. و با بیان فوق، جواب مسایل مذکور روشن میشود.
یک شرکت، نهاد یا موسسهی خارجی یا داخلی، از یکی از راههای زیر، از دشمنان امت اسلامی پشتیبانی میکند:
• بخشی از سود آن در اختیار رژیم اشغالگر قدس یا نهادهایی گذاشته میشود که مستقیماً با اسلام و جوامع اسلامی مبارزه میکنند؛
• مدیران شرکت، پشتیبانی خود را از رژیم اشغالگر قدس یا نهادهایی که مستقیماً با اسلام و جوامع اسلامی مبارزه میکنند، اعلام کردهاند؛
• دارایی، سود فروش یا اعتبار شرکت در راه گسترش اسلامستیزی و اسلامگریزی مصرف میشود.
1. آيا خريد توليدات اين شرکت جايز است؟
2. آيا استفاده از توليدات اين شرکت جايز است؟
خرید و استفاده از محصولات شرکتهای آمریکایی و اسراییلی جایز نیست.
3. آيا تفاوتي ميان کالاهاي مختلف (پوشاک، مواد غذايي، نرمافزار و ...) از باب خريد يا استفاده وجود دارد؟
تفاوتی نمیکند.
4. اگر اين شرکت، با تاسيس نمايندگي، کالاي خود را درون کشور توليد کند، خريد يا استفاده از آن جايز است؟
چنانچه امتیاز آن برای آمریکاییها یا اسراییلیها باشد، یا منافعش به جیب آنها برود، تفاوتی نمیکند.
5. اگر کالاي يک شرکت داخلي، تحت ليسانس و با اجازهي اين شرکت توليد شود، با توجه به اين که اين اجازه، در قبال پرداخت هزينهاي به صورت سـاليانه صادر ميشود، خريد يا استفاده از آن جايز است؟
6. اگر به علت نبود قوانين يا نظارت مناسب يا هر دليل ديگر، کـالاي اين شرکت وارد کشور شود، خريد يا استفاده از آن جايز است؟
7. اگر نـام، نشان يا مبدا صادرکنندهي کـالا تغيير داده شود تا شـرکت اصلي پنهان بماند، خريد يا استفاده از آن جايز است؟
8. آيا يک شرکت داخلي، براي افزايش فروش کـالاي توليدي خود (مثلاً پوشاک)، ميتواند از نام يا نشان اين شرکت استفاده کند؟
9. آيا استخدام در اين شرکت يا تبليغ کالاي آن جايز است؟
خرید و فروش از شرکتهایی که وابستگی روشنی به شرکتهای اسراییلی یا آمریکایی دارند جایز نیست. استخدام و هرگونه فعالیتی در چنین شرکتهایی حرام است
• بخشی از سود آن در اختیار رژیم اشغالگر قدس یا نهادهایی گذاشته میشود که مستقیماً با اسلام و جوامع اسلامی مبارزه میکنند؛
• مدیران شرکت، پشتیبانی خود را از رژیم اشغالگر قدس یا نهادهایی که مستقیماً با اسلام و جوامع اسلامی مبارزه میکنند، اعلام کردهاند؛
• دارایی، سود فروش یا اعتبار شرکت در راه گسترش اسلامستیزی و اسلامگریزی مصرف میشود.
1. آيا خريد توليدات اين شرکت جايز است؟
جایز نیست.
2. آيا استفاده از توليدات اين شرکت جايز است؟
جایز نیست.
3. آيا تفاوتي ميان کالاهاي مختلف (پوشاک، مواد غذايي، نرمافزار و ...) از باب خريد يا استفاده وجود دارد؟
تفاوت نیست.
4. اگر اين شرکت، با تاسيس نمايندگي، کالاي خود را درون کشور توليد کند، خريد يا استفاده از آن جايز است؟
جایز نیست.
5. اگر کالاي يک شرکت داخلي، تحت ليسانس و با اجازهي اين شرکت توليد شود، با توجه به اين که اين اجازه، در قبال پرداخت هزينهاي به صورت سـاليانه صادر ميشود، خريد يا استفاده از آن جايز است؟
جایز نیست.
6. اگر به علت نبود قوانين يا نظارت مناسب يا هر دليل ديگر، کـالاي اين شرکت وارد کشور شود، خريد يا استفاده از آن جايز است؟
جایز نیست.
7. اگر نـام، نشان يا مبدا صادرکنندهي کـالا تغيير داده شود تا شـرکت اصلي پنهان بماند، خريد يا استفاده از آن جايز است؟
جایز نیست.
8. آيا يک شرکت داخلي، براي افزايش فروش کـالاي توليدي خود (مثلاً پوشاک)، ميتواند از نام يا نشان اين شرکت استفاده کند؟
جایز نیست.
9. آيا استخدام در اين شرکت يا تبليغ کالاي آن جايز است؟
جایز نیست و در کلیهی صور که جایز نیست، اگر بتواند از راه قانون آنجا را تعطیل کند، باید اقدام کند.
• بخشی از سود آن در اختیار رژیم اشغالگر قدس یا نهادهایی گذاشته میشود که مستقیماً با اسلام
و جوامع اسلامی مبارزه میکنند؛
• مدیران شرکت، پشتیبانی خود را از رژیم اشغالگر قدس یا نهادهایی که مستقیماً با اسلام و جوامع
اسلامی مبارزه میکنند، اعلام کردهاند؛
• دارایی، سود فروش یا اعتبار شرکت در راه گسترش اسلامستیزی و اسلامگریزی مصرف میشود.
1. آيا خريد توليدات اين شرکت جايز است؟
2. آيا استفاده از توليدات اين شرکت جايز است؟
3. آيا تفاوتي ميان کالاهاي مختلف (پوشاک، مواد غذايي، نرمافزار و ...) از باب خريد يا استفاده وجود دارد؟
4. اگر اين شرکت، با تاسيس نمايندگي، کالاي خود را درون کشور توليد کند، خريد يا استفاده از آن جايز است؟
5. اگر کالاي يک شرکت داخلي، تحت ليسانس و با اجازهي اين شرکت توليد شود، با توجه به اين که اين اجازه، در قبال پرداخت هزينهاي به صورت سـاليانه صادر ميشود، خريد يا استفاده از آن جايز است؟
6. اگر به علت نبود قوانين يا نظارت مناسب يا هر دليل ديگر، کـالاي اين شرکت وارد کشور شود، خريد يا استفاده از آن جايز است؟
7. اگر نـام، نشان يا مبدا صادرکنندهي کـالا تغيير داده شود تا شـرکت اصلي پنهان بماند، خريد يا استفاده از آن جايز است؟
8. آيا يک شرکت داخلي، براي افزايش فروش کـالاي توليدي خود (مثلاً پوشاک)، ميتواند از نام يا نشان اين شرکت استفاده کند؟
9. آيا استخدام در اين شرکت يا تبليغ کالاي آن جايز است؟
در صورتی که چنین شرکت یا نهاد یا موسسهای وجود داشته باشد، چه در داخل و یا خارج، هیچیک از سوالات جایز نیست و تفاوتی بین کالاها نیست.
• بخشی از سود آن در اختیار رژیم اشغالگر قدس یا نهادهایی گذاشته میشود که مستقیماً با اسلام و جوامع اسلامی مبارزه میکنند؛
• مدیران شرکت، پشتیبانی خود را از رژیم اشغالگر قدس یا نهادهایی که مستقیماً با اسلام و جوامع اسلامی مبارزه میکنند، اعلام کردهاند؛
• دارایی، سود فروش یا اعتبار شرکت در راه گسترش اسلامستیزی و اسلامگریزی مصرف میشود.
1. آيا خريد توليدات اين شرکت جايز است؟
2. آيا استفاده از توليدات اين شرکت جايز است؟
3. آيا تفاوتي ميان کالاهاي مختلف (پوشاک، مواد غذايي، نرمافزار و ...) از باب خريد يا استفاده وجود دارد؟
4. اگر اين شرکت، با تاسيس نمايندگي، کالاي خود را درون کشور توليد کند، خريد يا استفاده از آن جايز است؟
5. اگر کالاي يک شرکت داخلي، تحت ليسانس و با اجازهي اين شرکت توليد شود، با توجه به اين که اين اجازه، در قبال پرداخت هزينهاي به صورت سـاليانه صادر ميشود، خريد يا استفاده از آن جايز است؟
6. اگر به علت نبود قوانين يا نظارت مناسب يا هر دليل ديگر، کـالاي اين شرکت وارد کشور شود، خريد يا استفاده از آن جايز است؟
7. اگر نـام، نشان يا مبدا صادرکنندهي کـالا تغيير داده شود تا شـرکت اصلي پنهان بماند، خريد يا استفاده از آن جايز است؟
8. آيا يک شرکت داخلي، براي افزايش فروش کـالاي توليدي خود (مثلاً پوشاک)، ميتواند از نام يا نشان اين شرکت استفاده کند؟
9. آيا استخدام در اين شرکت يا تبليغ کالاي آن جايز است؟
پرسشهاي بالا را براي دفتر حضرت آيتالله لنکراني فرستاده بوديم که متاسفانه خبر رحلت ايشان به دستمان رسيد. ناچار شديم از پاسخ معظمله به استفتاي دبيرکل کنفرانس حمايت از انتفاضهي فلسطين استفاده کنيم. اين پرسش و پاسخ در تاريخ نوزدهم فروردين 1381 در روزنامهي ابرار منتشر شده است.
* حکم شرعي دربارهي روابط تجاري، اقتصادي، سياسي و... کشورهاي اسلامي با رژيم اشغالگر قدس، چگونه است؟
هرگونه امر اقتصادي و تجاري که در رابطه با اين رژيم باشد، حرام مسلّم است.
خرید هرگونه کالایی که موجب تقویت صهیونیسم شود، جایز نیست. {1}
آیا واردات کالاهای اسراییلی و تبليغ آنها جایز است؟ حتي اگر این کار بر اثر اضطرار صورت بگیرد، آیا فروش آنها جایز است؟
باید از معاملاتی که به نفع دولت غاصب اسراییل ـ که دشمن اسلام و مسلمین است ـ خودداری شود و وارد کردن و ترویج کالاهای آنان که از ساخت و فروش آن سود میبرند، برای هیچکس جایز نیست. همچنین خرید آن کالاها از سوي مسلمانان، به خاطر مفاسد و ضررهایی که برای اسلام و مسلمین دارد، جایز نیست. {2}
آیا خرید تولیدات شرکتهای یهودی، آمریکایی یا کانادایی با این احتمال که اين شرکتها دولت اسراییل را تقويت ميکنند، جایز است؟
اگر خرید و فروش این تولیدات، موجب تقویت دولت حقیر و غاصب اسراییل شده یا در راه دشمنی با اسلام و مسلمین به کار میروند، خرید و فروش آنها برای هیچکس جایز نیست، وگرنه اشکال ندارد. {3}
آیا خرید تولیدات شرکتهای یهودی، آمریکایی یا کانادایی با این احتمال که اين شرکتها دولت اسراییل را تقويت ميکنند، جایز است؟
اگر خرید و فروش این تولیدات، موجب تقویت دولت حقیر و غاصب اسراییل شده یا در راه دشمنی با اسلام و مسلمین به کار میروند، خرید و فروش آنها برای هیچکس جایز نیست، وگرنه اشکال ندارد. {4}
{1} پاسخ به استفتاي دفتر نمايندگي ايران در آلمان، 25 ارديبهشت 1380
{2} رسالهي اجوبه الاستفتائات، ترجمهي فارسي، پرسش 1347
بسم الله الرحمن الرحيم
کراراً دولتهای اسلامی را دعوت به اتحاد و برادری نمودهام، در مقابل اجانب و ایادی آنها که میخواهند با ایجاد نفاق در بین مسلمین و دولتهای اسلامی، ممالک عزیز ما را در تحت اسارت و ذل* استعمار نگه دارند و از مخازن معنوی و مادی آنها استفاده کنند.
کراراً دولتها را به خصوص دولت ایران را از اسراییل و عمال خطرناک آن تحذیر نمودم. این مادهی فساد که در قلب ممالک اسلامی با پشتیبانی دول بزرگ جایگزین شده است و ریشههای فسادش هر روزی ممالک اسلامی را تهدید میکند، باید با همت ممالک اسلامی و ملل بزرگ اسلام ریشهکن شود.
اسراییل قیام مسلحانه بر ضد ممالک اسلامی نموده است و بر دول و ملل اسلام قلع و قمع آن لازم است. کمک به اسراییل، چه فروش اسلحه و مواد منفجره و چه فروش نفت، حرام و مخالفت با اسلام است. رابطه با اسراییل و عمال آن، چه رابطهی تجاری و چه رابطهی سیاسی، حرام و مخالفت با اسلام است. باید مسلمین از استعمال امتعهی** اسراییل خودداری کنند.
از خداوند تعالی نصرت اسلام و مسلمین را خواستار است.
والسلام علی من اتبع الهدی
روحالله الموسوی الخمینی {1}
روابط تجاري و سياسي با بعض دول که آلت دست دول بزرگ جائر هستند، از قبيل دولت اسراييل، جايز نيست و بر مسلمانان لازم است که به هر نحو ممکن است، با اين نحو روابط مخالفت کنند و بازرگاناني که با اسراييل و عمال اسراييل روابط تجاري دارند، خائن به اسلام و مسلمانان و کمککار به هدم احکام*** هستند و بر مسلمانان لازم است با اين خيانتکاران، چه دولتها و چه تجار، قطع رابطه کنند و آنها را ملزم کنند به توبه و ترک روابط با اين نحو دولتها. {2}
استخدام مسلمانها در موسسات کليميها در صورتي که بدانند به اسراييل کمک مينمايند، جايز است يا نه؛ و هرگاه ندانند کمک ميکنند، [اگر] به طور روزمزد استخدام [شوند]، چطور است؟2
استخدام جايز نيست و حقوق و اجرت آنها حرام است، و در مورد شک هم، در اين موسسات وارد نشوند. {3}
* ذلت ** کالاها *** از بين بردن احكام
{1} صحيفهي امام، جلد 2، صفحهي 139، 17 خرداد 1346، پيام به دولتها و ملتهاي مسلمان
{2} رسالهي توضيح المسائل، ترجمهي فارسي، مسالهي 2834
{3} استفتائات متفرقه، پرسش 86
ماده 8) هر نوع برقراری رابطهی اقتصادی و تجاری و فرهنگی با کمپانیها و موسسات و شرکتهای وابسته
به صهیونیستها در سطح جهان ممنوع میباشد.
تبصره) وزارت امور خارجهی جمهوری اسلامی ایران موظف است ظرف مدت یک سال، در حد امکان لیست
كامل شرکتها و موسسات و کمپانیهای صهیونیست را در سطح جهان شناسایی و به مجلس شوراي
اسلامی و هیات دولت ارایه دهد.
قانون فوق در جلسهی علنی روز چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت یکهزار و سیصد و شصت و نه مجلس شورای اسلامی تصویب و در تاریخ 19/2/1369 به تایید شورای نگهبان رسیده است.
همانگونه كه از نامش پیداست، این شركت نتیجهی پیوستن چند شركت رسانهای آمریكایی به یكدیگر است. شركتهایی همچون برادران وارنر، تایم و AOL كه هركدام در رشتهی خود یكی از بزرگترینها بودند.
تایموارنر جایزهی جوبیلی را به پاس پشتیبانی طولانی و همهجانبه از اسراییل، از بنیامین نتانیاهو (نخستوزیر پیشین این رژیم) دریافت كرده است.
نزدیك به یكسوم از همهی سرمایهگذاریهای شركت، در سرزمینهای اشغالی انجام میشود و در همین راستا، همهی سهام شركتهای اسراییلی Ubique و ICQ را خریده است. ICQ شركت ناشر و سازندهی نرمافزاری برای گفتگوی اینترنتی (چت) است كه توسط چهار جوان اسراییلی، با هدف عرضهی شیوهی جدید ارتباط از راه دور بنیان نهاده شده و هماكنون طرفداران زیادی دارد.
به گزارش نشریهی یهودی جروزالمپست در سال 1380، یكی از نهادهای یهودی آمریكا از این شركت و دو مجتمع اقتصادی دیگر، به پاس پشتیبانی مالی از اسراییل تقدیر كرد.
چت
به هرگونه ارتباطی که از طریق اینترنت برقرار شود، چت میگویند؛ اما امروزه منظور از این واژه، ارتباط مستقیم دو یا چند نفر با یکدیگر با استفاده از نرمافزارها و پایگاههای مخصوص چت است. گپ اینترنتی به عنوان جایگزین فارسی این واژه به کار میرود.
نمایشگاه هزارهی دیسنی، بیتالمقدس را به عنوان پایتخت اسراییل معرفی کرد؛ در حالیکه حتی بر اساس قطعنامههای سازمان ملل متحد هم، اشغال این شهر از سوی رژیم صهیونیستی خلاف قوانین بینالمللی است. کارشناسان دیسنی به همراه نمایندگان اسراییل، بیش از 18ماه روی بخشی از این نمایشگاه که «تالار اسراییل» خوانده میشد کار کردند. جویش کرونیکل (نشریهی یهودی چاپ لندن) نوشت: «اگر آن نمایشگاه را میدیدید، بیشک بیتالمقدس را به عنوان پایتخت اسراییل میپذیرفتید.»
درخواست برخی از سازمانها و دولتهای اسلامی از اتحادیهی عرب برای تحریم شرکت دیسنی، در گامهای آخر و با سخنرانی و مخالفت ولید بن طلال، شاهزادهی سعودی و یکی از بزرگترین سهامداران یورودیسنی شکست خورد. دولت اسراییل نیز که بیش از یكمیلیارد و هشتصدمیلیون تومان از هشتمیلیارد تومان هزینهی ساخت این نمایشگاه را پرداخته بود، از دیسنی به خاطر مقاومت در برابر مسلمانان تشکر کرد.
شرکت سرمایهگذاری خانوادهی دیسنی، بیش از پانصدمیلیارد تومان در سرزمینهای اشغالی سرمایهگذاری كرده است. این شركت اعلام كرده كه میخواهد فعالیت اقتصادی جدیدی را آغاز كند که حجم آن دستکم دویست و پنجاهمیلیارد تومان است.
سازمان ملل متحد و اشغال قدس
اشغال شهر بیتالمقدس از سوی رژیم صهیونیستی، حتی بر اساس موازین حقوق بینالملل نیز خلاف قانون است. قطعنامهی 237 ملل متحد، پیوست کردن بیتالمقدس به قلمرو اسراییل را محکوم میکند. قطعنامهی 242 این سازمان، از اسراییل میخواهد که سرزمینهای اشغالشده پس از 1326 را ترک کند. و در نهایت، قطعنامهی 405 بر این مساله که شهر قدس از سوی رژیم صهیونیستی اشغال شده، تاکید میکند.
جویش کرونیکل
نخستین روزنامهی یهودی دنیا که از سال 1220 تا کنون در لندن منتشر میشود. بنیاد کسلر مالک این روزنامه است و شمارگان آن حدود 35.000 نسخه برآورد میشود.
ولید بن طلال بن عبدالعزیز آلسعود
متولد 16 اسفند 1333. ولید از یک سو نوهی پسری عبدالعزیز، بنیانگذار عربستان جدید و از سوی دیگر نوهی دختری ریاض الصلح، اولین نخستوزیر لبنانِ پس از استقلال است. وی مدرک کارشناسی مدیریت بازرگانی خود را در سال 1357 و کارشناسی ارشد علوم اجتماعیاش را در سال 1364 به دست آورد.
شاهزاده ولید، فعالیت اقتصادی خود را از سال 1357 با خرید و فروش زمین و سهام آغاز کرد و هماکنون سیزدهمین ثروتمند مرد دنیا به شمار میرود. بخشی از سهام شرکتهایی چون سیتیبانک نیویورک، موتورولا، اپل، AOL، یورودیسنی، نیوز و چند شرکت، هتل و بانک دیگر متعلق به اوست.
ولید علیرغم وابستگیاش به خاندان پادشاهی عربستان، از صحنهی سیاسی این کشور کناره گرفته است؛ اما با توجه به تابعیت لبنانیاش، چندی است تلاش میکند جایگاهی برای خود در میان گروههای سنی لبنانی دست و پا کند که البته هنوز موفق نشده است. گرایشات آمریکادوستانهی شاهزاده ولید موجب شد پس از فروریختن برجهای نیویورک در سال 80، چندین میلیون دلار برای بازسازی این شهر ارایه کند، که شهردار نیویورک نپذیرفت.
هوارد شولتز مدیرعامل شركت، از سوی یكی از موسسات یهودی به عنوان «پشتیبان صهیون» مورد تقدیر قرار گرفت. یكی از مقامات وزارت امور خارجهی رژیم صهیونیستی نیز فعالیت یهودیان ثروتمندی چون شولتز را یكی از عوامل موفقیت تبلیغاتی اسراییل میداند.
شولتز در یك سخنرانی در جمع یهودیان در یك كنست، انتفاضه را نماد تروریسم و یهودستیزی خواند و از مردم خواست برای پشتیبانی از اسراییل متحد شوند. شركت استارباكس یكی از حامیان اقتصادی ارتش اسراییل است و به خانوادههای سربازان مجروح یا كشتهشده در درگیریها كمك مالی میكند.
این شركت یكی از پشتیبانان مالی حضور نظامی آمریكا در افغانستان و عراق نیز است.
کنست
کنشت. محل اجتماعات دینی یهودیان.
هوارد شولتز
این آمریکایی پنجاه و سهسالهی، بنیانگذار و مدیر شرکت قهوهی استارباکس و عضو شورای مدیران شرکت پویانمایی دریمورکس است. او یک تبلیغاتچی پرکار صهیونیست است و جایزهی ستایش پنجاهمین سالگرد تاسیس اسراییل را از آن خود کرده است. او سخنرانیاش در یک کنیسه میگوید: «اگر امشب از این کنیسه بیرون برویم ولی از این موضوع [پشتیبانی از حضور اسراییل در سرزمینهای اشغالی] غفلت کنیم، شرم بر ما.» او هشدار داد که یهودیان نباید کنار بنشینند. او پشتیبان مالی برخی از نهادها و برنامههای یهودی است.
جفری سوارتز مدیرعامل و رییس هیاتمدیرهی شرکت در پایان یک سفر چهارروزه به سرزمینهای اشغالی، در گفتگو با نشریهی یهودی جروزالمپست تاکید کرد كه اسراییل باید پیامش را به گوش جهانیان برساند.
وی که فرزند یک خانوادهی دوآتشهی یهودی است، به دولت اسراییل توصیه کرد كه صد سرباز را به عنوان مبلّغ به میان مردم آمریکا بفرستد تا واقعیت را برای آمریکاییان توضیح دهند. او اضافه کرد كه با احساس وظیفهی فراگیر کردن پیام اسراییل به کشورش بازمیگردد.
شرکت تیمبرلند بیش از بیست فروشگاه در سرزمینهای اشغالی دایر کرده و یکی از تولیدکنندگان پوتینهای سربازان ارتش رژیم اشغالگر قدس است.
این خانواده یکی از مهمترین پشتیبانان مالی موسسات آموزشی یهودیان در آمریکاست.
لارس ولف که یكی از مدیران ارشد نوكیاست، در گفتگو با نشریهی یهودی جروزالمپست در سال 1380، خبر از وجود «پروژهی اسراییل» با هدف گسترش سرمایهگذاریها و حضور بیشتر در سرزمینهای اشغالی داد.
این شركت حضور خود در اسراییل را با یك سرمایهگذاری 500میلیارد دلاری در سال 1379 آغاز كرد و بخش عمدهی این سرمایه در اختیار شركتهای اسراییلی قرار گرفته است.
نوكیا چند مجتمع تحقیقاتی و صنعتی را در سرزمینهای اشغالی راهاندازی كرده و بخشی از فرآیند طراحی و تولید محصولاتی مانند باتری گوشیهای تلفن همراه در این مجتمعها انجام میشود.
سارالی بزرگترین تولیدكنندهی پوشاك دنیاست. این شركت مالك بیش از چهلدرصد سهام شركت دلتاجلیل (بزرگترین تولیدكنندهی پوشاك اسراییل) و مهمترین شریك تجاری آن است. تولیدات این شركت با عناوین و نشانهای مختلفی در كشورهای مختلف به فروش میرسد.
مدیر این شركت به پاس پشتیبانی از نظام اقتصادی اسراییل و سرمایهگذاری در سرزمینهای اشغالی، جایزهی جوبیلی را از بنیامین نتانیاهو (نخستوزیر پیشین این رژیم) دریافت كرده است.
پایگاه رسمی سارالی در شبكهی اینترنت، كاربران را تهدید كرده است كه هر اقدام مشكوك به ارتباط با مقولهی تحریم اسراییل را به مقامات قضایی ایالات متحده گزارش خواهد كرد.
شرکت نستله که بزرگترین تولیدکنندهی مواد غذایی دنیا محسوب میشود، به پاس خدماتش به رژیم اشغالگر قدس، جایزهی جوبیلی را از نتانیاهو (نخستوزیر وقت اسراییل) گرفته است. این شرکت بیش از دویستمیلیارد تومان در اسراییل سرمایهگذاری کرده و در مقابل این خوشخدمتی، سالانه حدود بیست و چهارمیلیارد تومان کمک مالی از ایالات متحده دریافت میکند.
کار اجباری کودکان در مزارع این شرکت و فروش محصولاتی که موجب مرگ چندین کودک شیرخواره شده، سبب تحریم نستله در برخی نقاط دنیا شده است. نستله در سال 1379، بیش از چهاردهمیلیارد تومان به صندوق پرداخت غرامت هولوکاست کمک کرده و یکی از سهامداران عمدهی شرکت تولید لوازم آرایشی و زیبایی L'oreal (یکی دیگر از حامیان بزرگ رژیم صهیونیستی) است.
متاسفانه شعبهی ایرانی شرکت نستله، در سال 1373 با سرمایهی حدود چهل و دومیلیارد تومان تاسیس شده و اکنون با مدیریت یک فرد غیرایرانی به نام پیر تروبا، بخشی از محصولات نستله را در ایران تولید و توزیع میکند.
پروندهی سیاه نستله
· مرگ سالانه پانزده نوزاد در اثر استفاده از شیرِ خشک نستله در کشورهای نیمهصنعتی، موجب شد سازمانهای جهانی فعالی در زمینهی غذای کودکان، این شرکت را از سال 1356 تحریم کنند.
· در زمستان سال 1383، صدها پرنده، دام و حیوان خانگی در ونزوئلا مردند. کارشناسان علت مرگ را بیماری کبدی ناشی از مواد غذایی آلوده تشخیص دادند. این مواد غذایی، توسط نمایندگی نستله در این کشور توزیع شده بود. مجلس ملی ونزوئلا، نستله را مقصر شناخت و آن را به پرداخت غرامت افراد محکوم کرد.
· بر اساس گزارشی که نشریهی فوربس در اردیبهشت 1383 به نقل از سازمان جهانی کار منتشر کرد، نستله، برای تولید شکلات از کارگران خردسال استفاده میکند. در بررسیهای بعدی مشخص شد بیش از دویست و پنجاه هزار کودک آفریقایی، در مزارع این شرکت در غرب آفریقا کار میکنند.
نستله ایران
نام شرکت: نستلهایران
زمینهی فعالیت: تولید مواد غذایی
نشانهای وابسته: نسکافه، کافیمیت، نان، سرلاک، مگی
مدیر: پیر تروبا
تلفن: 88729858
نشانی دفتر مرکزی: تهران، خیابان شهیدخالد اسلامبولی، کوچهی 21، پلاک 12
محصولات نستله حضور بسیار طولانی در ایران دارد. شركت نستله ایران (سهامی خاص) در نهم اسفند 1373، با شمارهی 111604 در ادارهی ثبت شركتها و موسسات غیرتجاری به ثبت رسیده است.سرمایهی این شرکت بیش از چهل میلیارد تومان برآورد میشود که بخشی صرف خرید یک کارخانهی تولید نوشیدنی در کرج شده است. تجهیزات این کارخانه، بدون انتقال فناوری جدید، بازسازی شده و در اختیار نستله قرار گرفته است. در اردیبهشت 1382، اولین غذای كودك نستله ایران با نام تجاری سرلاك وارد بازار شد.
شركت نستله ایران نمایندهی انحصاری واردات، فروش و توزیع محصولات نستله در ایران را است و این شرکت خارجی مالك قسمت اعظم سهام نستله ایران بوده و مدیریت آن را نیز بر عهده دارد.
در دیماه 1384، شیرخشك نوزاد با علامت تجاری نان دركارخانه جدید سایت قزوین نستله تولید شد.
از بهار سال 1384، نستله ایران صادرات دایمی سرلاك به چند كشور خاورمیانه را شروع كرد. این روند در سال توسعه یافته و شامل صادرات شیرخشك نان نیز شد.
محصولات نستله از طریق نمایندگیها و توزیعكنندگان جنبی شركت سایهسمن، با استفاده از ناوگان خودرویهای مخصوص توزیع میگردد.
نسکافه
هرچند نسکافه نام تجاری قهوهی شرکت نستله است، اما هماکنون به گونهای خاص از قهوه گفته میشود که شرکتهای مختلفی آن را تولید میکنند. مرادِ ما از نسکافه، همان کالایی است که شرکت نستله تولید میکند.
شركت نیوز یكی از بزرگترین مجموعههای رسانهای دنیاست كه بیش از 175 روزنامه و دهها شبكهی تلویزیونی و رادیویی را در اختیار دارد. روپرت مرداخ، مالك این غول رسانهای كه به گوركن كثیف مشهور است، به تازگی سرمایهگذاریهای سنگینی را در سرزمینهای اشغالی آغاز كرده است. یكی از واحدهای این شركت كه NDS نام دارد، تعداد كارمندان خود را از بیست به ششصد نفر افزایش داده است.
به گزارش نشریهی یهودی جروزالمپست در سال 1380، یكی از نهادهای یهودی آمریكا، از شركت نیوز و دو شركت دیگر، به پاس پشتیبانی اقتصادی از اسراییل تقدیر كرد.
روپرت مرداخ
متولد 20 اسفند 1309. کیث روپرت مرداخ در استرالیا متولد شد و هفت سال بعد به همراه پدر، مادر و خواهرش به انگلستان مهاجرت کرد. وی تا سال 1331 در دانشگاه آکسفورد در رشتههای فلسفه، علوم سیاسی و اقتصاد تحصیل کرد. زندگی تجاری و رسانهای او، پس از بازگشت از انگلستان در سال 1332، در شرکت نیوز آغاز شد و از آن پس، شرکتهای متعدد رسانهای در استرالیا، انگلستان، آمریکا، هنککنگ و ترکیه برپا کرده است.
وی مدافع سرسخت مارگارت تاچر ـ نخستوزیر پیشین انگلستان ـ، بود، اما پس از افول حزب محافظهکار، به یکی از طرفداران جدی حزب کارگر و نخستوزیر جدید انگلیس، تونی بلر تبدیل شد. همچنین در موارد مختلف، تعداد زیادی از کارگرانش را اخراج کرد که به اعتراضات خشن اتحادیههای کارگری انگلیس منتهی شد. این رفتار بیرحمانه و سودجویانه سبب شده برخی از خبرنگاران و نویسندگان انگلیسی، او را گورکن کثیف بنامند.
مرداخ، در سال 1364 تبعهی آمریکا شد و امپراتوری رسانهایاش را گسترش داد. او دوست نزدیک رونالد ریگان ـ رییسجمهور پیشین آمریکا ـ، و پت رابرتسون ـ یکی از رهبران مسیحیان صهیونیست ـ، است و رسانههای وابسته به او از جرج بوش پسر در هر دو انتخابات ریاستجمهوری آمریکا حمایت کردند. گورکن کثیف حامی جدی حمله به عراق است و جلسهی محرمانهاش با بلر دربارهی این مساله، میتوانست به یک بحران سیاسی تبدیل شود. او پشتیبان سختکوشی برای اسراییل نیز هست. نشریات وابسته به وی، درگیریهای مسلمانان و اشغالگران به ظلم و ستم نازیها علیه یهودیان تشبیه میکنند و خواستار تغییر نظام حکومتی کشورهایی چون سوریه هستند. گزارشاتی دربارهی تخلفات مالیاتی شرکتهای وابسته به مرداخ نیز وجود دارد. وی گسترش دیدگاههای سیاسیاش را بسیار مهمتر از رقابتهای تجاری و رسانهای میداند.
گفته میشود مرداخ به تونی بلر پیشنهاد کرده است تا پس از کنارهگیری از نخستوزیری در شرکت نیوز مشغول به کار شود.
اسراییل مركز منطقهای این شركت در جنوب غربی آسیاست. كنگرهی یهودیان آمریكا در بیانیهای خشنودی خود را از پشتیبانی شركت L’oreal از دولت اسراییل اعلام كرده است.
یكی از مدیران شركت در گفتگو با نشریهی یهودی جروزالمپست، توقف فعالیت تجاری شركت در سرزمینهای اشغالی از 1365 تا 1373 را تنها یك تظاهر به پیروی از تحریم اقتصادی اسراییل از سوی اتحادیهی عرب خواند. گفتنی است كه حتی این ظاهرسازی هم، با اعلام رسمی بازگشایی شعب شركت در شهر تلآویو و دیگر شهرهای اسراییل به پایان رسید.
تقریباً نیمی از مدیران شركت یهودیاند و جانشین مدیرعامل آن خود را عاشق اسراییل میداند. او هدف از ارایهی سالانهی بورسیهی دهمیلیون تومانی از سوی شركت را تلاش برای اقدامی بهیادماندنی در پنجاهمین سالگرد تاسیس اسراییل دانست.
این شركت به پاس پشتیبانی چشمگیرش از اسراییل، جایزهی جوبیلی را از بنیامین نتانیاهو (نخستوزیر پیشین اسراییل) دریافت کرده است.
انتفاضه
این واژه از سال 1366 و در پی خیزش توده های مسلمان فلسطین، وارد فرهنگ سیاسی شده است. انتفاضه یعنی جنبش و لرزش و حرکتی که همراه با نیرو و سرعت باشد. همچنین عبارت است از رفتار و عملکرد معترضانه و شجاعانه مستمر مردم فلسطین در برابر اسراییل. نخستین انتفاضه که از آن به عنوان انتفاضهی بزرگ یاد میشود، در سال 1366 و پس از یک حادثهی رانندگی در جنوب اسراییل آغاز شد. در آن ماجرا، چند تن از کارگران فلسطینی کشته شدند که این امر به آغاز شورشهایی در اردوگاههای آوارگان در نوار غزه انجامید و به کرانهی باختری سرایت کرد. کمی بعد، سازمان آزادیبخش فلسطین هدایت جنبش را به دست گرفت و این مبارزات که با پرتاب سنگ همراه بود، تبدیل به یک مبارزهی ملی شد. پس از کنفرانس صلح مادرید در سال 1369، فروکش کرد و سازش سازمان آزادیبخش فلسطین با اسراییل در سال 1372، به استقرار دولت خودگردان فلسطین و عقبنشینی اسراییل از شهرهای مهم نوار غزه و کرانهی باختری انجامید.
دومین انتفاضهی فلسطینیان که به انتفاضهی الاقصی و انقلاب سنگ مشهور است و هم اکنون نیز جریان دارد، پس از ورود آریل شارون ـ نخستوزیر پیشین اسراییل و جنایتکار معروف اردوگاههای فلسطینی صبرا و شتیلا ـ به محوطهی مسجد الاقصی در روز پنجشنبه 7 مهر1379 و سخنرانی او در جمع اطرافیانش مبنی بر مشروعیت حق اسراییل بر این مسجد آغاز شد.
[با استفاده از وبلاگ بچههای قلم]
بنیامین نتانیاهو
متولد 29 مهر 1328. او تنها نخستوزیری است که پس از تشکیل دولت اسراییل به دنیا آمده است. خانوادهی از مهاجران لیتوانیاند و نام خانوادگیشان میلکوفسکی است. او به همراه خانوادهاش در چهاردهسالگی به آمریکا مهاجرت کرد و تحصیلات دبیرستان را در این کشور ادامه داد. به مدت پنج سال نیز عضو یک گروه تکاور اسراییلی بود.
نتانیاهو مهندسی معماری و کارشناسی ارشد مدیریت را در سالهای 1354 و 1355 از MIT گرفت و در رشتهی علوم سیاسی نیز تحصیل کرد. زندگی سیاسیاش از سال 1361 با ورود به هیات نماینگی سیاسی اسراییل در آمریکا آغاز شد و چهار سال نمایندهی این رژیم در سازمان ملل متحد بود. سال 1367 به عضویت مجلس نمایندگان اسراییل (کنست) پذیرفته شد و تا سال 1371 در دولت اسحاق شامیر حضور داشت.
در سال 1372، در نخستین انتخابات رهبری حزب لیکود، برنده شد و سه سال بعد، با استفاده از مشاوران تبلیغاتی آمریکایی، پیروز انتخابات نخستوزیری اسراییل بود. البته در سال 1378، این جایگاه را به نخستوزیر بعدی، ایهود باراک تحویل داد.
مذاکرات صلح با سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف) در دوران او به امضای قرارداد وایریور منتهی شد، اما هیچ نتیجهی عملی در پی نداشت. انتشار گزارشات رسوایی اخلاقی و مالی نتانتیاهو ـ هرچند بعدها تکذیب شد ـ، سبب کاهش شدید محبوبیت او شد و برای مدتی از سیاست کناره گرفت.
در دولت ائتلافی آریل شارون وزیر امور خارجه و پس از آن وزیر دارایی شد و بازسازی اقتصادی اسراییل که پس از انتفاضه دچار رکود شده بود را راهبرد خود اعلام کرد ولی موفق نبود. کارشناسان افول حزب لیکود در چند سال گذشته را نتیجهی این سیاستها میدانند. نتانیاهو در اعتراض به عقبنشینی اسراییل از نوار غزه در مردادماه 1384، از دولت شارون خارج شد.
با کنارهگیری تدریجی شارون از رهبری حزب لیکود، بنیامین نتانیاهو یکی از نامزدهای این جایگاه شد تا اینکه در 29 آذر 1384 به این جایگاه رسید.
وی برنامهی صلحآمیز هستهای ایران را همان برنامهی تسلیحاتی هیتلر در سالهای جنگ دوم جهانی میداند. وی در گفتگو با شبکهی CNN اظهار کرد: «تنها تفاوت جمهوری اسلامی ایران و دولت نازی آلمان این است که دومی پس از اینکه وارد جنگ شد، برنامههایش را شروع کرد، در حالی که اولی میخواهد سلاح بسازد، بعد وارد جنگ شود.»
جایزه جوبیلی
بنیامین نتانیاهو ـ نخستوزیر پیشین اسراییل ـ، در پنجاهمین سالگرد اعلام تشکیل دولت اسراییل، از شخصیتهای حقیقی و حقوقیای که در این سالها برای رشد و تثبیت این رژیم تلاش کرده بودند، با اهدای جایزهی جوبیلی تقدیر کرد. این جایزه مهمترین نشان سپاسگذاری دولت اشغالگر قدس از پشتیبانان مالیاش محسوب میشود.
لس وگزنر، بنیانگذار، مدیرعامل و رییس هیات مدیرهی شركت، یكی از اعضای كمیتهی اِمِت است. این كمیته یك «اتاق جنگ رسانهای» است كه برای اطمینان از پوشش رسانهای حوادث جهانی به سود اسراییل تشکیل شده است. نام این كمیته از برگردان عبری واژهی حقیقت (emet) گرفته شده است. چند نفر از قدرتمندترین رهبران سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ایالات متحده از اعضای این كمیته هستند.
بنیاد وگزنر در سال 1363 تاسیس شده و تقویت رهبری یهودی در آمریكا و اسراییل را هدف خود اعلام كرده است. اعطای بورس تحصیلی به مقامات دولت اسراییل و برگزاری سفرهای گردشگری رایگان برای جوانان یهودی آمریكا، بخشی از برنامههای این بنیاد است.
یكی از اسناد داخلی این بنیاد كه در سال 1382 برملا شد، از سوی خبرنگاران «یك راهنمای صهیونیستی برای دستكاری افكار عمومی آمریكاییان به سود اسراییل» نام گرفت.
کمیتهی اِمت
گروهی از رهبران سیاسی و اقتصادی آمریکا، این اتاق جنگ رسانهای را در شهر واشنگتن بنیان گذاشتند. اِمت تلاش میکند تا پوشش رسانهای جانبدارانهای از بحران اسراییل و فلسطین را ارایه کند. لئونارد آبرامسون ـ سرمایهدار آمریکایی ـ نههزار میلیارد تومان سرمایهی اولیهی آن را تامین کرد. برنی مارکوس، لسلی وگزنر، ادگار برانفمن و لو رانیری از مدیران این کمیته هستند.
بنیاد وگزنر
لسلی وگزنر این بنیاد را همزمان با بنیاد میراث یهودی در سال 1363 پایهگذاری کرد. بنیاد میراث یهودی تلاش میکند جوانان یهودی آمریکایی را طی یک برنامهی آموزشی دوساله با تاریخ، متون و ارزشهای یهودی آشنا میکند. این بنیاد هماکنون یکی از بخشهای بنیاد وگزنر است.
بنیاد وگزنر از سال 1367 تا کنون بورس تحصیلی و کمک مالی در اختیار دانشجویان و مدیران یهودی قرار میدهد تا در دانشگاههای آمریکا در رشتههایی همچون مدیریت آموزش ببینند.
لسلی وگزنر
متولد 17 شهریور 1316. لسلی وگزنر فرزند یک خانوادهی یهودی روسی است که به ایالت اوهایو در آمریکا مهاجرت کرده بودند. او شرکتش را در سال 1342 در زادگاهش بنیان گذاشت و هماکنون مدیرعامل و رییس هیات مدیرهی آن است. او به سازمانها و نهادهای یهودی کمکهای مالی فراوانی میکند و بنیاد وگزنر را به همین منظور در سال 1363 بر پا کرده است. این بنیاد تلاش میکند از جایگاه رهبری یهودیان در آمریکا و جهان پشتیبانی کند. وی یکی از اعضای کمیتهی اِمت نیز هست.
اینتل یک واحد توسعهی خود را در سال 1353 در حیفا و یک مجتمع تولید ریزپردازنده را در سال 1364 در قدس بنا نهاد. این واحدها نخستین مراکزی بودند که این شرکت خارج از مرزهای ایالات متحده ایجاد کرده بود.
یکی از واحدهای این شرکت که در زمینهی پردازندههای موسوم به پنتیوم 4 فعالیت میکند، در زمینهای یک روستای اشغالشدهی فلسطینی ساخته شده و ساکنان این روستا که پیش از تخریب، سیصد خانه، دو مسجد و یک مدرسه داشته، قتلعام شدهاند و باقیماندگان اندک آن نیز حق بازگشت به زمینهایشان را ندارند.
مسوولان شرکت اینتل، به بهانهی خودداری از ورود به مناقشات سیاسی، از گفتگو دربارهی سرنوشت صاحبان حقیقی زمینهای این منطقه پرهیز میکنند. شعبهی اسراییلی این شرکت هماکنون با بیش از 4000 نفر کارمند، سومین واحد بزرگ اینتل در دنیاست و صادرات آن سالانه بیش از یكهزار میلیارد تومان برآورد میشود. این واحد هماكنون بر روی پردازندههای centerino كار میكند.
ریزپردازندهی centrino
گونهای از ریزپردازندههای شرکت اینتل که در رایانههای قابل حمل استفاده میشود. این پردازنده در مجتمع تحقیقاتی این شرکت در حیفا طراحی شده است.
ریزپردازندهی پنتیوم 4
گونهای از ریزپردازندههای شرکت اینتل که از سال 1379 برای رایانههای خانگی تولید میشود.
حیفا
سومین شهر بزرگ اسراییل که در ساحل دریای مدیترانه و نود کیلومتری تلآویو واقع است. مرکز جهانی بهاییان موسوم به بیت العدل در این شهر قرار دارد. حیفا یکی از مراکز صنعتی اسراییل و مهمترین بندر آن است. حزبالله لبنان طی جنگ 33روزه و پس از تخریب شهر بیروت از سوی رژیم صهیونیستی، این شهر را موشکباران کرد.
شرکت آیبیام یكسال پس از اعلام تشکیل دولت اسراییل نخسیتن سرمایهگذاریهایش را در سرزمینهای اشغالی شروع کرد و در سال 1381، به پاس نیمقرن خدمات چشمگیرش به این دولت، جایزهی سفیر را از شیمون پرز (نخستوزیر پیشین اسراییل) دریافت نمود.
این شرکت که سابقهی بدی در زمینهی شرایط محیطی کارگران و تخلفات اقتصادی دارد، یکی از سه شرکتی است که در سال 1380، آریل شارون (نخستوزیر پیشین اسراییل) از ایشان تقدیر کرد.
لارنس ریکیاردی که یکی از مدیران ارشد آیبیام است، در گفتگویی با روزنامهی یهودی جروزالمپست بیان کرد: «این سرزمین و آرمانهای والایش برای ما بسیار مهم است.» جالب آنکه این شرکت یکی از مهمترین شریکان صنعتی و اقتصادی حکومت نازی آلمان در زمان جنگ جهانی دوم بوده است.
پروندهی سیاه IBM
· شعبهی آلمانی این شرکت، یکی از سازندگان ماشینهای محاسبهگری بوده است که هیتلر برای ادارهی راهآهن، نگهداری اطلاعات مربوط به اسرای جنگی و ساخت ادوات زرهی به آنها نیاز داشته است. این همکاری از سال 1312 تا 1324 ادامه پیدا کرده است.
· کارگران این شرکت در مکزیک، در ازای یکساعت کار، کمی بیشتر از پانصد تومان دریافت میکنند. IBM برای استخدام این کارگران، از شبکهی پیچیدهای از شرکتهای ریز و درشت استفاده میکند تا کارگرانش، اتحادیهی کارگری تشکیل دهند.
جروزالمپست
این روزنامهی انگلیسیزبان از دهم آذر 1311 در بیتالمقدس منتشر میشود. نام آن تا سال 1329 ـ یعنی دو سال پس از اعلام تشکیل اسراییل ـ، پالستینپست بود. شمارگان این روزنامه حدود 50.000 نسخه برآورد میشود و سیاستمداران و خبرنگاران خارجی، بیشترین خوانندهی آن هستند. این روزنامه تا سال 1368 به حزب کارگر و دیدگاههای چپ و لیبرال گرایش داشت؛ اما با تغییر مدیریت آن در این سال، به سمت حزب لیکود و جریانات راستگرا متمایل شد.
شیمون پرز
متولد 11 مرداد 1302. او در یک خانوادهی متوسط مذهبی در شرق لهستان (که امروزه جزوی از بلاروس است) به دنیا آمد و زیر نظر پدربزرگش که یک حاخام متعصب بود تعلیم دید. خانوادهی پرسکی (نام خانوادگی اصلی شیمون پرز) در سال 1313 به فلسطین مهاجرت کردند و در تلآویو ساکن شدند. او در یک هنرستان کشاورزی تحصیل کرد و مدتی در یک کیبوتس (مجتمعهای اشتراکی کشاورزی اسراییلی) کشاورزی میکرد. او در سن بیستسالگی دبیر جنبش کارگران جوان صهیونیست شد و چهار سال بعد به درخواست دیوید بن گورین (نخستوزیر پیشین اسراییل) به سازمان تروریستی هاگانا پیوست و مسئول جذب نیرو و تهیهی تجهیزات شد. شیمون پرز در سال 1327 فرماندهی نیروی دریایی اسراییل شد و کمی بعد، به عنوان هیات نمایندگی وزارت جنگ به آمریکا رفت. او در آن کشور، در دانشکدهی پژوهشهای اجتماعی دانشگاه هاروارد مشغول تحصیل شد.
پس از بازگشت و در سال 1332، در سم 29سالگی، وزیر جنگ دولت بن گورین شد که تا سال 1338 در این جایگاه ماند. برنامهی اتمی اسراییل در این دوره آغاز شد.
او که از سال 1338 تا کنون عضو مجلس نمایندگان اسراییل (کنست) بوده است، یکی از بنیانگذاران حزب کارگر اسراییل به شمار میرود. او تا سال 1344 جانشین وزیر جنگ، پس از آن تا سال 1349 وزیر مهاجرت و مسئول گسترش سرزمینهای اشغالی، پس از آن تا سال 1353 وزیر حمل و نقل و ارتباطات بود. پرز که مدت کمی را در وزارت اطلاعات دولت گلدامایر، حضور داشت، جانشین موشه دایان در وزارت جنگ شد و تا سال 1356 در این جایگاه ماند. اجرای عملیات انتبه که یکی از شاهکارهای امنیتی و نظامی اسراییل است، از سوابق پرز در این سالها محسوب میشود. او مدتی را نخستوزیر دولت اسحاق رابین بود و پس از شکست حزب کارگر در انتخابات عمومی به دبیرکلی این حزب انتخاب شد که در این جایگاه تا سال 1371 باقی ماند.
شیمون پرز برای نخستینبار در دولت ائتلافی اسحاق شامیر از سال 1363 تا 1365 نخستوزیر این رژیم شد. پس از آن به مدت دو سال، جانشین نخستوزیر و وزیر امور خارجه بود و از آبان 1367 تا زمان انحلال دولت ائتلافی، جانشینی نخستوزیر و وزارت دارایی را در اختیار داشت.
حزب کارگر در انتخابات سال 1371 به صحنه سیاسی بازگشت و پرز دوباره وزیر امور خارجه شد. او در این دوران مذاکرات صلح با سازمان آزادیبخش فلسطین به رهبری یاسر عرفات را پیگیری کرد که به همین سبب به همراه عرفات و اسحاق رابین، برندهی جایزهی صلح نوبل سال 1374 شد؛ و در همین سال قرارداد صلح با اردن را به نتیجه رساند. شیمون پرز یکی از منادیان طرح خاورمیانهی بزرگ است و گفتگو با کشورهای این منطقه در راستای همین سیاست دنبال میکند. پس از ترور رابین به دست جوان یهودی در تاریخ 13 آبان 1374، پرز نخستوزیر و وزیر جنگ شد؛ تا اینکه حزب وی در انتخابات اردیبهشت 75 شکست خورد. پرز یک سال بعد، از ریاست حزب کنارهگیری کرد.
او از تیر 1378 تا فروردین 1380 وزیر همکاریهای منطقهای اسراییل بود و پس از آن جانشین نخستوزیر و وزیر جنگ دولت ائتلافی آریل شارون شد. حضور او در این جایگاه تا مهر 1381 به طول انجامید. پس از گذشت دو سال و اندی، دوباره جانشین نخستوزیر شد. او پس از شکست در برابر عمیر پرتز در آبانماه 1384، اعلام کرد که پس از شصتسال از حزب کارگر کناره خواهد گرفت تا به آریل شارون کمک کند. وی پس از مدتی، به حزب کادیما که شارون دبیر آن بود، پیوست و جانشین نخستوزیر شد. او هماکنون از مهمترین چهرههای حزب کادیما به شمار میرود.
شیمون پرز 83ساله که او را دستپروردهی بن گورین میدانند، چندی پیش و پس از رسوایی اخلاقی موشه کاتساو ـ رییسجمهور پیشین اسراییل ـ، از سوی کنست به عنوان نهمین رییسجمهور انتخاب شد. او پیش از این، در سال 1379 هم نامزد این جایگاه بود که در برابر کاتساو شکست خورد.
رونالد لادر مدیر این شركت است. وی رییس كنونی صندوق ملی یهود و مدیر پیشین كنفرانس مدیران سازمانهای یهودی آمریكاست. او كه یك صهیونیست دوآتشه و پركار آمریكایی است، مخالف سرسخت بازگشت آوارگان فلسطینی به سرزمینهایشان است و معتقد است باید ایشان را از بین برد.
او در میان گروهی از صهیونیستها در بیتالمقدس، پس از ابراز مخالفت با گفتگو دربارهی حاكمیت دوگانه دولت اسراییل و دولت فلسطین بر این شهر، از سیاست مشت آهنین آریل شارون (نخستوزیر پیشین اسراییل) پشتیبانی كرد.
وی یك مركز پژوهشی را به راه انداخته كه بر اساس گزارش وزارت آموزش رژیم اشغالگر قدس یكی از تندروترین نهادهای راستگرای اسراییل است.
سازمانهای صهیونیست به غربیان توصیه میكنند كه برای شكستن تحریم مسلمانان علیه این شركت و شركتهای مشابه، كالاهای آنها را بخرند.
صندوق ملی یهود
پنجمین کنگرهی یهود در شهر بال سوییس در سال 1280، این سازمان را ساخت تا زمینهای فلسطینیان را بخرد. پس از تولد دولت نامشروع اسراییل در سال 1327، تردیدهایی دربارهی ضرورت ادامهی حیات این صندوق پدید آمد. اما با صدور قطعنامهی ملل متحد که اجازه میداد آوارگان فلسطینی به سرزمینشان بازگردند، دولت اسراییل بسیاری از زمینهای اشغالشده را به آن واگذار کرد تا مجبور نشود آنها را صاحبان اصلیشان بازگرداند. صندوق ملی یهود مالک بیش از چهارده درصد زمینهای فلسطین در سال 1385 بود.
کنفرانس مدیران سازمانهای بزرگ یهودی آمریکا
این سازمان خود را مرجعی برای رهبران آمریکا، اسراییل و سایر کشورهای جهان میداند تا دربارهی مسایل و دغدغههای جامعهی یهودی گفتگو کنند. کنفرانس مدیران از 51 سازمان یهودی تشکیل شده که میخواهد از جایگاه اسراییل در ایالات متحده پشتیبانی کند. این سازمان پس از درخواست دوایت آیزنهاور ـ رییسجمهور پیشین آمریکا ـ تشکیل شد. او از سازمانهای یهودی آمریکا خواست تا یک نمایندهی قدرتمند از سوی خود معرفی کنند که بتواند آرمانهای ایشان را پیگیری کند.
آریل شارون
متولد 8 اسفند 1306. آریل ساموئل موردخای شرایبر، معروف به آریل شارون، در یک روستای یهودی در یک خانوادهی لهستانیتبار به دنیا آمد. آریل میگوید: «پدرم که از یهودیان عربستیز معروف بود، اعتقاد داشت جوانان یهودی باید تمامی سرزمین فلسطین را از اعراب پس بگیرند و در مزارع آن مشغول کشاورزی شوند.» در پنجمین سال تولدش، پدر به او یک تفنگ شکاری هدیه داد تا یاد بگیرد که به وسیله آن زمینها را از دست اعراب حفظ کند. آریل شارون از کودکی تمایل شدیدی به مسائل نظامی داشت. به همین دلیل، زمانی که فقط چهارده سال داشت، به گروه هاناگا که اقدامات وحشیانهای را برای فرار فلسطینیان از خانهها و زمینهایشان طراحی و اجرا میکرد پیوست. این گروه یکی از نخستین هستههای تشکیلدهندهی اسراییل شد.
آریل شارون در سال 1326 عضو پلیس شهرکهای یهودی شد. او در جنگ 1327، فرمانده پیادهنظام بخش اسکندریه بود که از ناحیه شکم مجروح شد. در اکتبر 1327، در کشتار فلسطینیان در اللد، به فرماندهی مستقیم موشه دایان، صدها فلسطینی را در مسجدی گرد آورد و آن مسجد را منفجر کرد.
شارون در سال 1331 در دانشگاه عبری قدس تحصیلات خود را در دو رشتهی تاریخ و خاورمیانه آغاز کرد و برای تکمیل تحصیلاتش به دانشکدهی حقوق دانشگاه تلآویو رفت. شارون تا سال 1343 در سمت فرماندهی تیپ زرهی ارتش ماند، سپس به فرانسه رفت تا در رشتهی علوم سیاسی تحصیل کند. وی پس از گذراندن یک دوره آموزشی در انگلیس و ارتقا به درجهی سرلشگری، از سال 1348 تا 1352 فرماندهی ارتش جنوب اسراییل را بر عهده گرفت. در جنگ سال 1352، به او لقب پادشاه اسراییل دادند و پس از همین جنگ بود که از ارتش استعفا داد و وارد صحنهی سیاست شد.
او تا سال 1377، این جایگاهها را پشت سر گذاشت: عضویت مجلس نمایندگان اسراییل، مشاورهی نظامی نخستوزیر، وزارت کشاورزی و شهرکسازی، وزارت جنگ، وزارت صنایع و تجارت، وزارت امور خارجه.
در سال 1361 کشتار خونین صبرا و شتیلا را به پرونده جنایات خود افزود و طی 36 ساعت، 3500 فلسطینی را به شهادت رساند. او در سال 1378 و به دنبال کنارهگیری بنیامین نتانیاهو از رهبری حزب لیکود، رهبری این حزب تندرو را بر عهده گرفت. در شهریور 1379، با حضور خود در مسجد الاقصی موجب خشم مسلمانان و درگیری های خونین میان فلسطینیان و نظامیان رژیم صهیونیستی شد که در نهایت انتفاضهی الاقصی را شعلهور ساخت. وی چند ماه بعد، به عنوان نامزد حزب لیکود برای تصدی نخستوزیری معرفی شد و قول داد کار فلسطینیان را طی صد روز تمام و موقعیت اسراییل را در منطقه تثبیت کند. او در انتخابات برنده FB4د.
شارون که به او بولدوزر میگویند، با اعلام سیاست مشت آهنین و تشکیل جوخههای ترور از بین محکومین به اعدام و نظامیان زندانی، آشکارا به ترور رهبران ارشد فلسطینی پرداخت که طی آن شیخ احمد یاسین، عبدالعزیز رنتیسی و بسیاری دیگر از رهبران مقاومت فلسطین را به شهادت رساند. همچنین کوشید تا با ساخت دیوار حایل، به عملیاتهای استشهادی خاتمه دهد، اما موفق نشد و مجبور شد به رغم ایدئولوژی حزب متبوعش مبنی بر اسراییل بزرگ، از غزه عقبنشینی کند. جالب است که جرج بوش، وی را مرد شجاعت و صلح میداند.
در ماه مهر 1384 و درپی اعتراضات شدید به او برای خروج از غزه و بروز اختلاف درکابینه و انحلال مجلس، از حزب لیکود کنارهگیری کرد و اعلام کرد حزب جدیدش موسوم به «مسئولیت ملی» را در جهت ترسیم مرزهای دایمی بین اسراییل و فلسطینیان خواهد ساخت.
او در پی سکتهی مغزی در تاریخ 15 دی 1384، در سن 77 سالگی به بستر مرگ افتاد و تا کنون در اغما به سر میبرد.
رونالدر لادر
متولد 6 اسفند 1322. او فرزند جوزف لادر، بنیانگذار شرکت لادر است. وی در دانشگاههای پنسیلوانیا، پاریس و بروکسل، در رشتهی تجارت بینالملل تحصیل کرده است و تا سال 1366، از سوی رونالد ریگان ـ رییسجمهور پیشین آمریکا ـ سفیر ایالات متحده در اتریش بود. او که یهودی است، پس از بازگشت از اتریش، بنیاد لادر را بنیان گذاشت که از مدارس و اردوگاههای آموزشی یهودیان در اتریش، بلاروس، بلغارستان، چک، آلمان، مجارستان، لهستان، رومانی، اسلواکی و اوکراین پشتیبانی میکند. او ریاست و عضویت بسیاری از سازمانها و نهادهای یهودی چون صندوق ملی یهود، کنفرانس مدیران سازمانهای بزرگ یهودی آمریکا، کنگرهی جهانی یهود، شورای میراث یهودی، شورای یادوارهی هولوکاست سازمان ملل متحد را در کارنامهی خود دارد. گرایشات صهیونیستی این جمهوریخواه پرکار آمریکایی، در برخی موارد از سیاستهای دولت اسراییل نیز پیشی میگیرد.
داو لاتمن یكی از دوستان نزدیك ایهود باراك (نخستوزیر پیشین اسراییل) است. او دلتاجلیل را در سال 1354 در اسراییل بنا نهاد و هماکنون مهمترین سهامدار و مدیر آن است. سارالی (بزرگترین شركت تولیدكنندهی پوشاك دنیا) دومین سهامدار دلتا و شریك اصلی آن محسوب میشود.
دلتا محصولات خود را به واسطهی نشان شركتهای دیگر همچون ماركس و اسپنسر، پوما، هوگوباس، كالوینكلین، نایك و ویكتوریاسكرت به بازار جهانی عرضه میكند.
لاتمن یكی از اهداف خود را تاسیس منطقهی آزاد تجاری خاورمیانه میداند كه اسراییل در آن نقشی چون آمریكا در اتحادیهی تجارت آزاد آمریكای شمالی (نفتا) خواهد داشت. دلتا بزرگترین تولیدكنندهی پوشاك در سرزمینهای اشغالی و یكی از بزرگترینها در سطح دنیاست.
توافقنامهی تجارت آزاد آمریکای شمالی
این توافقنامه در تاریخ 11 دی 1372 میان سه کشور ایالات متحدهی آمریکا، کانادا و مکزیک بسته شده است و کاهش تعرفههای گمرکی بین این سه کشور را دنبال میکند. با توجه به برتری بیرقیب آمریکا در تولید بسیاری از کالاها، این توافقنامه راه را برای ورود محصولات این کشور به بازار دو همسایهاش فراهم کرده است.
ایهود باراک
متولد 23 بهمن 1320. او که هماکنون نامزد پست نخستوزیری است، در سال 1338 به ارتش اسراییل پیوست و تا 35 سال بعد در آن باقی ماند. او مدرک کارشناسی رشتهی فیزیک و ریاضی را در سال 1355 از دانشگاه عبری قدس و مهندسی و نظامهای اقتصادی را در سال 1357 از دانشگاه استانفورد به دست آورد.
او سال 1374 وزیر امور داخلی و یک سال بعد، وزیر خارجه شد که البته یک سال بیشتر دوام نیاورد. سال 1375 عضو مجلس نمایندگان اسراییل شد و در همین سال رهبری حزب کارگر را بر عهده گرفت. او از 27 اردیبهشت 1378 تا 17 اسفند 1379 نخستوزیر رژیم صهیونیستی بود که نهایتاً جای خود را به آریل شارون داد. او پس از این شکست، از سیاست کناره گرفت و مشاور یک شرکت آمریکایی شد. اما در آبانماه 1384 به حزب بازگشت. 22 خرداد 1386 توانست در دور دوم انتخابات درونحزبی حزب کارگر، به عنوان رهبر جدید این حزب شناخته شد و یک هفته بعد، جانشین عمیر پرتز وزیر جنگ اسراییل شد.
داو لاتمن
او بنیانگذار و رییس شرکت دلتا جلیل و از دوستان نزدیک ایهود باراک ـ نخستوزیر پیشین و وزیر دفاع کنونی اسراییل ـ است. لاتمن جایزهی یک عمر خدمت به جامعهی اسراییل را به پاس بیش از چهل سال تلاش برای ساخت اقتصاد جامعهی اسراییل دریافت کرد. این یهودی 71ساله، از 1367 تا 1372 رییس اتحادیهی تولیدکنندگان اسراییل و از سال 1372 تا 1374 نمایندهی ویژهی نخستوزیر اسراییل برای گسترش سرمایهگذاری خارجی و توسعهی اقتصادی بود. شرکت او یکی از نخستین کارخانههای صنعتی اسراییل است.
وزارت خارجهی رژیم اشغالگر قدس در روزنگاری که برای سال 1345 منتشر کرده، شش واقعه را حیاتی خوانده است. مخالفت صریح شرکت کوکاکولا با تحریم اسراییل از سوی کشورهای اسلامی یکی از این وقایع است. این شرکت در سال 1356، به پاس سیسال پشتیبانی از رژیم صهیونیستی و مقاومت در برابر تحریم مسلمانان از سوی هیات اقتصادی اسراییل مورد تشویق قرار گرفت.
کوکاکولا در برابر دریافت 55میلیارد تومان معافیت مالیاتی، یک مجتمع تولیدی در زمینهای یک روستای فلسطینی ساخته است. این شركت میزبان و پشتیبان مالی اتاق بازرگانی اسراییل و آمریکا در سال 1380 نیز بود. استفاده از مواد سمی و مضر برای کودکان در کشورهای جهان سوم و بهکارگیری گروههای شبهنظامی برای برخورد با کارگران معترض در کشورهای آمریکای جنوبی، موجب شده که محصولات این شرکت از سوی برخی از نهادهای مدنی جهانی تحریم شود.
متاسفانه شرکت خوشگوار مشهد با پرداخت سالانه بیش از یك و نیممیلیارد تومان به یكی از شعبههای کوکاکولا، محصولات این شرکت را تولید و توزیع میکند. مسئولان شرکت خوشگوار با درخواست مردم برای تحریم کوکاکولا مخالفت کردهاند.
پروندهی سیاه کوکاکولا
· کارشناسان تغذیه مصرف کوکاکولا را برای کودکان و نوجوانان را مضر میدانند. مصرف این گونه نوشیدنیها، مانع از جذب کلسیم، منیزیم، ویتامین A و B میشود.
· شرکت کوکاکولا از سال 1297 تا کنون از مواد اسیدی مضر برای تولید نوشابه استفاده میکند.
· این شرکت، از سال 1362 از شهد قندی گیاهانی که دچار تغییرات ژنتیکی شدهاند، استفاده میکند. این مساله، سبب بروز خطر ابتلا به دیابت و چاقی مفرط میشود.
· بر اساس گزارش سال 1382 مرکز علم و محیط زیست که یک سازمان پژوهش علمی غیردولتی هندی است، نوشابههای کوکاکولا و پپسی که در این کشور تولید میشوند، حاوی آفتکشها و مواد سمیای چون د.د.ت هستند و حجم مواد سمی این نوشابهها، سیبرابر بیشتر از استانداردهای کشورهای اروپایی است. حتی محصولات این شرکتها در آمریکا نیز حاوی این مواد نیستند.
پس از انتشار این گزارش، فروش شرکت کوکاکولا در آن سال، پانزده درصد کاهش یافت.
· سازمان غذا و داروی آمریکا، پس از بررسیهای فراوان نوشابههای شرکت کوکاکولا در سال 1385، از وجود مادهی سرطانزای بنزن در آنها خبر داد.
خوشگوار
نام شرکت: خوشگوار مشهد
زمینهی فعالیت: توليد نوشابه گازدار غيرالكلي
نشانهای وابسته: كوكاكولا، فانتا، آب معدنی داسانی، خوشگواركوكا، خوشگوار پرتقالي
مدیر: مسعود یزدی
تلفن: 6625757 و 6624969
نشانی کارخانه: مشهد، شهرك صنعتي توس، بزرگراه آسيایي
این شرکت که محصولاتش را پیش از انقلاب تحت نظر شرکت كوكاكولا تولید میکرد، پس از انقلاب اسلامی نيز ارتباط با شركت آمريكايي را حفظ كرد و سالانه، با واسطهی يك شركت ايرلندي، یک میلیارد و پانصد میلیون تومان به حساب كوكاكولا در آمريكا واريز ميكند. کوکاکولا که پس از انقلاب اسلامی از بازار ایران خارج شده بود از سال 1373، با امضای قرارداد فرانشیز با شرکتهایی از جمله خوشگوار، مجدداً وارد بازار ایران شد که شرکتهای ایرانی از طریق یک شرکت ایرلندی به نام کوکاکولای آتلانتیک و بعدها از طریق شرکت کنسانتره Drogheda، شهد نوشابه را دریافت میکنند.
مدیر شرکت خوشگوار در پاسخ به درخواست مردم برای قطع ارتباط با کوکاکولا میگوید: بازار فروش ما وابسته به همین نام است و نمیتوانیم آنرا حذف کنیم.
اتاق بازرگانی و صنعت آمریکا و اسراییل
یک سازمان خصوصی است که که در سال 1344 تاسیس شده است. این سازمان که سفیر آمریکا در تلآویو ریاست آن را بر عهده دارد، توسط نمایندگان شرکتها و بنگاههای اقتصادی آمریکا و اسراییل اداره میشود. گسترش روابط تجاری و اقتصادی و توسعهی تجارت بین ایالات متحده و اسراییل، کمک به بنگاههای اقتصادی هر دو کشور برای برقراری ارتباط با همتایان خارجیشان و فراهم آوردن دادههای و گزارشات اقتصادی برای اعضا بخشی از اهداف این سازمان است. هماکنون دهها شرکت بزرگ و کوچک آمریکایی و اسراییلی عضو این نهاد اقتصادی هستند.
شرکت سازنده و ناشر فرهنگنامهی بابل* که این روزها نام کمابیش شناختهشدهای است، در سال 1375 در سرزمینهای اشغالی تاسیس شده است. این شرکت هماکنون با بهکارگیری حدود هشتاد نفر، دفاتری در اسراییل و آلمان دارد.
نام و نشان عجیب این شرکت یکی از نخستین عناصری است که توجه مخاطب را به خود جلب میکند. برگزیدن نام یك دولت باستانی که روزگاری یهودیان در آن زیستهاند و استفاده از تصویر سرزمینی سبز در میان دو نهر آب، یادآور آرمان موهوم حکومت یهودی از نیل تا فرات است. فراموش نکنیم که آنچه نشان تجاری شرکت مینمایاند، قلمرو سرزمینی همان دولتی است که این شرکت نامش را بر خود دارد. جالب آنکه کرهی زمینی که شرکت بابل به تصویر کشیده است، به جز همین دو رود و قلمرو میان آن هیچ جای دیگری ندارد!
عجیبتر اینكه این شركت دو پایگاه یكسان در اینترنت دارد كه در یكی از این دو هیچ نام و نشانی از اسراییل پیدا نمیشود و به جای آن نشانی دفاتر شركت در فلسطین، اردن و دیگر كشورهای اسلامی نوشته شده است!
*كه به اشتباه بابیلون خوانده میشود؛ در حالیكه بابیلون برگردان انگلیسی واژهی بابل است.
بابل
شهری باستانی در 80کیلومتری جنوب بغداد است. نام آن در زبان آرامی babilu بوده و در زبان یونانی babylon به معنای خوانده میشده است. بابِل یعنی «دروازهی خدا» و شهر مقدس بابلیان، که حدود 2300سال پیش از میلاد مسیح میزیستهاند بوده است. این شهر مرکز حکومت بابِل که در سال 610 پیش از میلاد نیز بوده است. این نام در تورات نیز به معنای آشفتگی و پریشانی ذکر شده است.
تمدن بابل و شاهان آن، کمابیش به افسانهها راه یافتهاند. بابلیان را مبدع و مخترع بسیاری چیزها میدانند و بسیاری از ساختههای بابلیان تا امروز به جا مانده است؛ از جمله تعیین هفته به عنوان یک بخش زمانی. این شهر، یکی از مهمترین مراکز سیاسی و معماری دنیای باستان است. باغهای معلق بابِل را یکی از عجایب هفتگانه میدانند.
یهودیان مدعیاند کورش هخامنشی، پس از اینکه حکومت آشوری را شکست داد و شهر بابِل را فتح کرد، به یهودیانی را که در آن میزیستند، اجازه داد به سرزمین موروثیشان [!] بازگردند و هزینهی بازسازی معبد سلیمان را نیز پرداخت کرد.
از نیل تا فرات
صهیونیستها برآنند که قلمرو واقعی دولت موعود یهودیان، از رود فرات در شرق تا رود نیل در غرب ادامه پیدا میکند؛ و برای اشغال سرزمینهای میان این دو رود تلاش میکنند. جالب است که کشورهای عراق، کویت، اردن، لبنان، فلسطین و مصر در این میانه قرار میگیرند. یهودیان، سرحدات حکومت حضرت سلیمان علینبیناوآلهوعلیهالسلام را مبنای چنین ادعای موهومی میدانند.
دو پایگاه یکسان
پایگاههای www.babylon.com و www.ward-soft.com به شرکت بابِل تعلق دارند. تنها تفاوت این دو پایگاه این صفحه است:
تصویر سمت راست، نشانی دفتر مرکزی شرکت بابِل در نخستین پایگاه است: اسراییل، یهودیه، خیابان هاتاسیا 10، ساختمان کینارت، طبقهی پنجم. اما تصویر سمت چپ، همان صفحه در دومین پایگاه را نشان میدهد. اینجا به جای اسراییل و آلمان، نام کشورهای اردن، مراکش و فلسطین [!] نوشته شده است. جالب آنکه نسخههای قدیمی فرهنگنامهی بابِل، نشانی اینترنتی پایگاه دوم را به کاربران میدهد.
میدانی؟ من و تو درست ایستادهایم وسط یک میدان جنگ، چه بخواهیم، چه نخواهیم. ما پذیرفتهایم که مسلمانیم و باید بپذیریم که مسلمان دشمن دارد. این دشمن قصد جانمان را کرده و تا از بین نبردمان، کوتاه نمیآید.
يهوديان و نصرانیان تا از کيش آنها پيروی نکني، راضی نخواهند شد. {4}
از همان اول که آدم ابوالبشر علینبیناوآلهوعلیهالسلام پایش را گذاشت روی زمین تا همین الان که من و تو نشستهایم اینجا، کسی هست که همهی زندگیاش را وقف کرده تا دیگران را زمین بزند. او فقط همین یک کار را بلد است.
سر راه مستقيم به سوی تو، به کمينشان خواهم نشست. {5}
باز هم میتوانی راحت بنشینی و زندگیات را بکنی؟ اشکالی ندارد. اما اگر تو هم فکر میکنی که باید کاری کرد، بسم الله.
ما باید میدان جنگمان را بشناسیم. داشتن سلاح خوب و دید خوب و سنگر خوب کافی نیست. حتی نیت خوب هم کار را تمام نمیکند. باید بدانیم ما کجا هستیم و دشمن کجا.
میبینی؟ من و تو میتوانیم سالها مبارزه کنیم، جهاد کنیم، ایثار کنیم و حتی کشته شویم؛ اما یکراست ببرندمان وسط جهنم و تازه بفهمیم که ای دل غافل! آن همه دویدنها، شبنخوابیدنها، روزهگرفتنها و کارکردنها شده هیزمی که آتش میزنند و میاندازند به جان گُرگرفتهی ما.
ما باید میدان جنگ را بشناسیم و گرنه باد کلاهمان را برمیدارد و میاندازد جایی که دیگر پیدایش نمیکنیم.
باید بفهمیم جنگ امروز کجاست. شاید بهتر باشد بگویم باید بتوانیم ظهور این جنگ را در میدانهای مختلف پیدا کنیم. سیاست، فرهنگ، نظامیگری و هر جای دیگری که بتوانی حق و باطل را رودرروی هم ببینی، بخشی از این نبرد است. چه کاریکاتورهای موهن اروپایی باشد، چه مخالفت با مقاومت اسلامی لبنان و چه کشتار شیعیان در یمن. از این نمونهها فراوان است و میدانم که بهتر از من میشناسیشان.
ما ناچاریم با صهیونیستها بجنگیم؛ نه فقط به خاطر اینکه اسراییل فلسطین را اشغال کرده یا لبنانیها را میکشد. ما ناچاریم با صهیونیستها بجنگیم، چون مسلمانیم.
اقتصاد هم یکی از همین جبهههاست؛ اگر نگوییم یکی از مهمترینهایش. سادهدلی است اگر بگوییم دشمنی هست که همهی توانش را علیه ما بکار گرفته، اما از اقتصاد و بازار جهانی غفلت کرده است. چرا نباید از این ابزار قدرتمند برای ضربهزدن به ما استفاده کند؟!
يهوديان و مشرکان را بدترين دشمن مومنان خواهی يافت. {7}
حالا که میدانیم این جنگ ادامه دارد و حالا که میدانیم نه میتوانیم و نه باید آن را به سیاست و فرهنگ محدود کنیم، پس کمربندهایمان را محکمتر میبندیم و دستهای این دشمن را از زندگی اقتصادیمان هم کوتاه میکنیم.
وقتی از صهیونیستها حرف میزنیم که در جبههی مقابل ایستادهاند، منظورمان فقط اسراییلیها نیست. هرکس که دشمن اسلام باشد، در این جبهه جای میگیرد. اسراییلی باشد یا آمریکایی، فرقی نمیکند. مهم این است که دشمن خداست و تلاش میکند حق را نابود کند.
این دشمنی از دو راه بروز میکند. ممکن است این شخص حقیقی یا حقوقی، پشتیبان اسراییل ـ که قبلاً دانستیم مهمترین دشمن ماست ـ یا امثال آن باشد و این پشتیبانی را هم اظهار کند یا ممکن است ظاهراً هیچ ربطی به این دولت نامشروع و وابستگانش نداشته باشد، اما توانایی اقتصادی، سیاسی و تبلیغی خود را در راه مبارزه با اسلام و امت اسلامی خرج کند.
این دو شخص هیچ تفاوتی با هم ندارند. دلیلی ندارد که توقع داشته باشیم شرکت دشمن همیشه بنویسد made in israel و بفرستد برای ما. حتی ممکن است کارخانهاش را در تهران، اصفهان، مشهد یا تبریز ساخته باشد؛ اما وقتی سازندهی اصلی، شرکت دشمن است و سود آن ـ چه پول باشد، چه شهرت ـ، به جیب او میرود، درست مثل همان چیزی است که از خارج وارد شود.
اصلاً طبیعی است که حریف همیشه رودررو نمیجنگد و گاهی هم گروهی از سربازانش را با چهره و لباس مبدل، از جایی به سوی من و تو میفرستد که فکرش را هم نمیکنیم.
از روبرو و پشت سر و چپ و راست به سراغشان خواهم رفت. {8}
اما نباید آنقدر گرفتار بدبینی شوی که فکر کنی همهی دنیا دشمن توست. در همین ایران خودمان، ـ به لطف بازار شلوغ و رنگارنگ داخلی و خارجی ـ، به هر کالایی که نگاه کنی، آنقدر مارکهای متفاوت میبینی که نمیتوانی بشمری. پس نگران این هم نباش که اگر نخواهی از این شرکتها خرید کنی، چیز دیگری پیدا نخواهی کرد.
نگران منزویشدن و محصورشدن خودت هم نباش. بازار هفتادمیلیونی ایرانیها و یکمیلیارد و پانصدمیلیونی مسلمانها را هیچکس نمیتواند منزوی کند و اصولاً در یک بازار، این فروشنده است که ممکن است منزوی شود نه خریدار. برای هر کالایی هزار و یکی تولیدکننده پیدا میشود که همهشان هم برای مشتری سر و دست میشکنند.
در این بازار پررونق و پررفتوآمد، کمتر پیش میآید که کیفیت و کارآیی کالایی، هیچ رقیبی نداشته باشد. اما اگر چنین موردی هم پیدا شد، انتساب آن کالا یا خدمات به دشمن، بزرگترین عیبی است که میتواند دلیل خوبی برای نخریدن آن باشد.
حالا که پذیرفتهایم بجنگیم، باید بدانیم جنگیدن هزینه دارد. گاهی باید جان بدهیم، گاهی باید آبرو بدهیم، گاهی باید پول بدهیم. گاهی هم باید از یک امتیاز که خوشایند دشمن است، چشم بپوشیم.
افسانهی قدرت و آسیبناپذیری این شرکتها هم بیشتر به قصه میماند تا واقعیت. نستله بزرگترین شرکت تولیدکنندهی مواد غذایی در دنیاست. اما تا به حال فکر کردهای اگر تنها ایرانیها ـ و نه همهی مسلمانها ـ، نسکافه یا کافیمیت یا دیگر تولیدات این شرکت را نخرند، همین نستله میلیاردها تومان ضرر خواهد ک%D%د. یادت باشد برای یک بنگاه اقتصادی، یکریال هم یکریال است که روی آن حساب میکند. وقتی خریدار سر به شورش بگذارد، فروشنده ناتوانتر از آن میشود که واکنشی نشان دهد و اصلاً مگر چه واکنشی میخواهد نشان بدهد؟
کافران گمان نکنند که پيشی گرفتهاند. آنان نمیتوانند [ما را] درمانده کنند. {10}
وانگهی، حتی اگر این ضربهها تاثیری نداشته باشد ـ که دارد ـ، ما باید به وظیفهمان عمل کنیم. نتیجهی آن هرچه باشد، خدا یاریمان خواهد کرد.
چه بسيار گروه اندکی که به ياری خدا بر گروهی بزرگ پيروز شدند. {11}
مگر ما قرار است چه بکنیم؟ غیر از آنکه آمدهایم تا بهقدر توانمان این سنگها را از سر راه حقیقت بزنیم کنار؟ مگر خدا برای این کار به ما نیاز دارد؟ راحتتر نبود اگر خودش همهی کارها را راه میانداخت؟
نه عزیز! همهی داستان کنار رفتن این سنگها نیست. بخشی از آن هم حضور من و توست. من و تو هم باید بزرگ شویم.
کسی که نجنگيده باشد و آرزوی نَبَرد در دلش نباشد، منافق مرده است. {12}
اگر قرار باشد جایی که حرکت ما تاثیر محسوسی ندارد ساکت بنشینیم، نوح و ابراهیم و صالح و صد و اندیهزار پیامبر دیگر علینبیناوآلهوعلیهمالسلام باید مینشستند به امید فردایی که هیچوقت نمیآمد. خدا هم مجاهد بیحال و ترسو نمیخواهد.
خدا مجاهدانی را که در راه او متحد و استوارند، دوست دارد. {13}
خلاصه اینکه ما مکلف به تکلیفیم، نه نتیجه. انسانیت و اسلامیت به ما تکلیف میکند که حرکت کنیم، حتی اگر همهی عالم روبروی ما ایستاده باشند.
ما میتوانیم
حالا که میخواهیم حرکت کنیم، بیا به این حرکت دقیقتر نگاه کنیم. مبارزهی ما باید برآیند دو نیروی همجهت باشد. یکی هجوم به پیکرهی اقتصادی دشمن و از بین بردن توانایی وی، و دیگری دفاع در برابر حملهی وی به امت اسلامی. هرکدام از این دو بال که ضعیف باشد، پرواز ناممکن خواهد شد.
به نظر تو برای هجوم چه میتوانیم بکنیم؟ تولید کالا و خدمات جایگزین یکی از کاراترین راهکارهاست. البته گزینههای دیگری هم هست که فعلاً سراغشان نمیرویم. دانشجویان رشتههای فنی و تجربی، صنعتگران و تولیدکنندهها میتوانند سربازان ورزیدهای برای این ماموریت باشند. ما باید تولید کنیم، زیاد و خوب. آنقدر زیاد که همهی مغازهها را پر کنیم و آنقدر خوب که هیچکس در هیچجای دنیا برای خرید تولیدات ما تردید به دلش راه ندهد. اینطوری که بشود، دیگر کسی سراغ کالا و خدمات شرکتهای دشمن نخواهد رفت و مسالهمان حل خواهد شد. اگر فناوری ساخت کالا را نداریم، باید به دست آوریم. اگر ابزارش را نداریم، باید بسازیم. اگر نیروی انسانی ماهر نداریم، باید پرورش دهیم. خلاصه اینکه هیچ توجیهی برای کمکاری پذیرفته نیست.
اما یک لحظه صبر کن. قصه هنوز تمام نشده است. دشمن تو هم ابزارهای کشنده و رنگارنگی دارد و اصلاً هم دوست ندارد که تو وارد این بازی شوی. پس کار، کمی سختتر میشود.
حتماً چیزهایی دربارهی هزینههای سرسامآور آگهیهای بازرگانی شنیدهای. هرکسی نمیتواند از پس تولید و پخش یک پیام بازرگانی در صداوسیما یا روزنامهها و مجلات برآید. هرچه بیشتر پول بدهی، بیشتر آش خواهی خورد.
تبلیغات هم همهی ماجرا نیست. بازاریها شیطنتهای خاص خودشان را دارند. مثلاً میتوانند کالایشان را خیلی ارزانتر بفروشند؛ تا جایی که رقبا مجبور شوند کوتاه بیایند. این عمل ممکن است در کوتاهمدت زیانهایی هم داشته باشد، اما در آینده سودآور خواهد شد. شایعه هم میتوانند علیه یکدیگر درست کنند. کارگاههای همدیگر را هم میتوانند خراب کنند؛ و هزار و یک بازی خطرناک دیگر که اگر حرفهای نباشی، زودتر از آنچه فکرش را بکنی، زمین خواهی خورد.
میبینی؟ ماجرا به همین سادگیها هم نیست. نمیتوانی یکراست بروی سراغ صنعتگر مسلمان بیچاره و یقهاش را بگیری که چرا هیچ کاری نمیکند. اما... نمایش ادامه دارد.
تا به حال سرما خوردهای؟ برای اینکه دوباره خوب شوی، چه کردی؟
تو دو کار بیشتر نمیتوانستی بکنی. بهتر است بگویم لازم بوده دو کار را با هم انجام دهی. یکی استفاده از چند قرص رنگارنگ و چند جرعه شربت و احیاناً چند آمپول ریز و درشت و دیگری که خلاصه میشود در یک کلمه: پرهیز.
درست همان زمانی که بدنت را با دارو تقویت میکنی، دستکم برای یک مدت کوتاه، باید کمی به خودت سختی بدهی. بعضی غذاها را نباید بخوری. بعضی کارها را نباید بکنی و سفارشهای دیگر.
درست فهمیدی. بازار ما فعلاً بیمار است. یک عفونت فراگیر در شریانهای ما ایجاد شده که هر روز هم گستردهتر میشود. پس آستینها را بالا میزنیم برای یک درمان اساسی.
تولید و جایگزینی کالا و خدمات بومی در برابر بیگانه، بخشی از درمان ماست که حتماً باید انجام شود و تحریم شرکتهای دشمن هم بخشی دیگر. تحریم دو کارکرد مهم برای ما دارد. هم موجب ضعیفشدن بنیهی دشمن خواهد شد و هم جایی برای نفسکشیدن تولیدکنندهی بومی باز خواهد کرد. کمی که گذشت، او آنقدر قوی خواهد شد که بتواند روی پای خود بایستد.
البته باز هم نباید به دشمنانت اجازهی حضور بدهی. همانطور که یک آدم سالم را با این توجیه که بیمار نیست به یک محیط آلوده نمیبرند.
همهی این حرفها را زدم که بتوانم داد بزنم آهای مسلمانها! صنعتگر و تولیدکننده و کارگر و مهندس شما به کمکتان نیاز دارد. یکه و تنها نیاندازیدش جلوی این گرگها.
شنیدهای چندوقتی است نستله به آدمها پول میدهد که راه بیافتند توی شهر و به مردم قهوهی مجانی تعارف کنند یا لیوان نستله را هدیه بدهند؟
اما بگذار ببینم. او که از من پولی نمیخواهد. پس اگر پیشنهادش را قبول کنم، چه اشکالی دارد؟ من که کمکی به اسراییل نمیکنم. اما مگر میشود او کاری بکند که سودی برایش نداشته باشد؟!
چرا اینکار را میکند؟ جواب آن را میدانی؟ سوالم زیادی ساده است؟ خوب معلوم است. نستله میخواهد برای خودش تبلیغ کند. پس پول میدهد به چند نفر تبلیغاتچی که به من و تو بفهمانند که از حالا به بعد نسکافه خوردن بهتر است.
معما حل شد. نستله اینکار را میکند، چون پول تنها چیزی نیست که برای یک بنگاه اقتصادی مهم است. نام هم اهمیت دارد؛ آوازه و شهرت هم همینطور. او ممکن است محصولش را به تو هدیه کند، ارزانتر بفروشد، جایزه بدهد، تشویقت کند یا هرکار دیگر بکند تا نامش را گسترش دهد.
بیا به یک نمونهی دیگر هم نگاه کنیم. بابِل یک شرکت اسراییلی است که فرهنگنامهاش را خیلی ارزان ـ و گاهی هم مجانی ـ به این و آن میدهد. او کار را به جایی رسانده که کمکم دیگر رایانهی هر بچهمسلمانی را روشن کنی، یک نسخه از فرهنگنامهی بابل را روی آن میبینی. ما به تبلیغاتچیهای بیجیره و مواجب یک شرکت اسراییلی تبدیل نشدهایم؟
حالا بگذریم از اینکه استفادهی گسترده از فرهنگنامهای که یک شرکت دشمن برای ما نوشته باشد، چه خطراتی دارد و باز هم بگذریم از اینکه نرمافزار بابل یک جاسوس تمامعیار است و بیاجازهی کاربر خیلی کارها میکند.
بطری نسکافه، حتی اگر خالی باشد و بشود شِکردان، هنوز هم یک پوستر تبلیغاتی کوچک است توی آشپزخانهی ما. پرچم دشمن روی دیوار سنگر. جالب نیست؟
اگر دشمن، دشمن است، یک قدم عقب رفتن، یعنی عقبنشینی در برابر طاغوت. دنیا بهتر میداند سالهاست که عقب ننشستهایم.
نقش دولت و نهادهای وابسته به آن هم یکی از مهمترین مسایلی است که باید روشن شود. سوالاتی از این دست زیاد مطرح میشود: چرا دولت کاری نمیکند؟ چرا به این کالاها اجازهی ورود میدهد؟ چرا جلویشان را نمیگیر8CF؟
واقعیت این است که توقع چنین کنترل و نظارتی بر بازار داشتن، کمی نابجاست. تا وقتی که کالایی خریدار دارد، هیچکس نمیتواند آن را از بازار فروش حذف کند. به سیگار نگاه کن. مگر واردات سیگار ممنوع نیست؟ مگر جلوی آن را نمیگیرند؟ به مواد مخدر نگاه کن. مگر با فروشندگان آن برخورد نمیکنند؟ پس چرا باز هم میتوانی هرکدام را که بخواهی، به راحتی پیدا کنی؟
حالا گیریم دولت بخواهد کاری کند؛ اقدام دولت، به یک پشتوانهی حقوقی محکم و استوار نیاز دارد. اما متاسفانه، همهی توجه قانونگذارِ ما به این موضوع، به یکیدو مادهو تبصرهی مبهم خلاصه شده است. همین یکیدو ماده و تبصره هم آنقدر در پیچ و خم دیوانسالاری ما سرگردان میشود که چیزی از آن باقی نمیماند.
اما راستی مگر قرار است منتظر دولت بمانیم؟ مگر برای انجام وظایف دینیمان از دولت اجازه میگیریم؟
باید بپذیریم که دولت ابزارهای محدودی در اختیار دارد و نمیشود به آنها تکیه کرد. ما باید کار خودمان را بکنیم؛ دولت همراهی بکند یا نکند.
در ضمن، بهکارگیری همین ابزارهای محدود هم به خواست مردمی نیاز دارد. ماجرای شرکتهای هرمی و گلدکوئست را یادت هست؟ تا وقتی این احساس در مردم به وجود نیامد که ریگی به کفش اینهاست، دولت و دستگاه قضایی نتوانستند کاری از پیش ببرند. تازه بعد از برخورد شدید آنها هم، هنوز بعضیها کارِ خودشان را میکنند.
البته این موضوع نمیتواند توجیهی برای کمکاری و ناکارآمدی کارگزاران حکومتی باشد. دولت، مجلس و دستگاه قضایی، باید با همهی توان، با دشمنی که به زندگی اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی مردم حمله کرده، مبارزه کنند.
اما مهم این است که ما نمیتوانیم منتظر دولت بنشینیم؛ بلکه باید او را به دنبال خود بکشیم.
گفت حالا که من این را خریدهام. آن موقع هم نمیدانستم خریدن از این شرکتها اشکال دارد. الان باید چه کار کنم؟
گفتم همانطور که میدانی سرمایهی یک شرکت فقط دارایی مالی آن نیست. شهرت و آوازهی آن هم بسیار مهم است. اگر استفاده از آن کالا، نام شرکت سازنده را ترویج نمیکند یا تو را مجبور نمیکند که دوباره چیزی از این شرکت بخری، استفاده از آن اشکالی ندارد. کالایی مثل قهوه را میتوانی در یک ظرف دیگر بریزی، اما یک گوشی تلفن همراه، علاوه بر آنکه یک آگهی تبلیغاتی دایمی است، وادارت میکند باتری و شارژر و چیزهای دیگری را از همان شرکت بخری.
بعضی وقتها هم میتوانی کالایی را دور بیاندازی. مثلاً پاککردن نرمافزار بابِل از روی رایانهات، هیچ هزینهای را به تو تحمیل نمیکند و در عوض میتوانی از نرمافزارهای مشابه ـ مثل فرهنگنامهی نارسیس ـ، استفاده کنی.
نهایتاً اگر نمیتوانی آن را دور بیاندازی و استفاده از آن هم مستلزم ترویج نام شرکت یا خرید دوباره است، آن را بفروش. یادت باشد تو باید به وظیفهات عمل کنی. دیگران پاسخگوی کارهای خودشان خواهند بود.
{1} نخستوزیر پیشین رژیم اشغالگر قدس.
{2} این روزها جمعیت مسلمانان دنیا به بیش از یک میلیارد و پانصد میلیون نفر رسیده است.
{3} شهید آیتالله مطهری. سخنرانی روز عاشورا.
{4} لنترضا عنک الیهود و لا النّصارا، حتی تتّبع ملّتهم. سورهی بقرﺓ، آیهی 120
{5} لاقعدّن لهم صراطک المستقیم. سورهی اعراف، آیهی 16
{6} هل ننبّئکم بالاخسرین اعمالاً. الّذین ضلّ سعیهم فی الحیاﮤ الدّنیا و هم یحسبون انّهم یحسنون صنعاً. سورهی کهف، آیهی 103 و 104
{7} لتجدنّ اشدّ النّاس عداوﮤً للّذین آمنوا الیهود و الّذین اشرکوا. سورهی مائدﺓ، آیهی 82
{8} لآتینّهم من بین ایدیهم و من خلفهم و عن ایمانهم و عن شمائلهم. سورهی اعراف، آیهی 17
{9} گلستان سعدی. در فواید خاموشی. حکایت نهم (بازنویسیشده)
{10} لایحسبن الّذین کفروا سبقوا؛ انّهم لایعجزون. سورهی انفال، آیهی 59
{11} کم من ﻓﺌﺔٍ ﻗﻠﻴﻠﮥٍ غلبت ﻓﺌﺔً کثیرﺓً باذن الله. سورهی بقرﺓ، آیهی 249
{12} من مات و لمیغز و لمیحدّث نفسه بالغزو، مات علی ﺷﻌﺒﺔٍ من النّفاق. پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله
{13} انّ الله یحبّ الّذین یقاتلون فی سبیله صفاً، کانّهم بنیانٌ مرصوصٌ. سورهی صف، آیهی 4
{14} صحیفهی نور، جلد 20، صفحهی 113، ششم مهر 1366
من حتی يک ريال نميدهم
من نسکافه نميخورم!
نسکافه داغ است
داغتر از آن تکه سربي که نشست توي سينهي محمد
وقتي نشسته بود
در آغوش پدرش
من نسکافه نميخورم!
نسکافه تلخ است
تلختر از آن روزي که پدر زينب را گرفتند
و کشانکشان انداختند
توي آن ماشين آهني
که حتي پنجره هم نداشت
من نسکافه نميخورم!
نسکافه سياه است
سياهتر از آن شبي که هانيه و مادربزرگش را
از خانه بيرون انداختند
و يک غول آهني روي سقف خانهشان راه رفت
من نسکافه نميخورم!
من افتخار ميکنم که نسکافه نميخورم
بگذار همان چهار جوان اسراييلي
بنشينند زير سايهي درخت پرتقال خانهي احمد
و نسکافه بخورند
و بخندند به ريش همهي شيوخ عرب
من نسکافه نميخورم! من نسکافه نميخرم!
من حتي يک ريال نميدهم
که بشود آن تکه سرب
که بشود يک قطره بنزين براي آن ماشين آهني
که بشود بند پوتين آن سرباز اسراييلي
من نسکافه نميخورم!
و نسکافه فقط همان يک فنجان قهوه نيست
همان پيراهني است که تو پوشيدهاي
و من پوشيدهام
همان گوشي موبايلي است که تو خريدي
و براي خريدنش سيصد و پنجاههزار تومان بدهکار شدي
من نسکافه نميخورم!
۲. متن کارتهایی که قرار است در نسخه چاپی منتشر شود را در پستهای آینده خواهید دید. البته با شکل و شمایل و تدوین متفاوت.
۳. چون نمیخواستیم سرعت بارگذاری صفحات وبلاگ خیلی پایین بیاید از همه تصاویرمان استفاده نکردیم. ان شا الله در نسخه چاپی
۴. فعلاْ با اینها شروع میکنیم تا ببینیم چه میشود.
۵. یا حق
1. به نام خداوند بخشندهی مهربان
2. رحمت و برکت بیپایان و بیكران الاهی بر پیامبر آخرین و فرزندان گرامیاش و درود بر آخرین حجت و ذخیرهی حق.
3. سلام.
4. «من نسکافه نمیخورم» نام مجموعهای است که تا چند روز دیگر منتشر میشود. جنبش دانشجویان جهان اسلام و بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق (علیه السلام) آن را تهیه کرده اند.
5. این مجموعه که تلاش میکند به مسالهی مبارزهی اقتصادی با رژیم اشغالگر قدس و تحریم شرکتهای پشتیبان آن بپردازد، بخشهای مختلفی دارد:
·معرفی تعدادی از شرکتهای پشتیبان رژیم صهیونیستی
·برخی از فتاوای مراجع معظم تقلید
·برخی از قوانین موجود دربارهی رابطه با اسراییل
·پاسخ به مهمترین شبهات و پرسشهای موجود
·شرح کلیدواژهها (اشخاص، مفاهیم، شرکتها و...)
·به همراه گزیدهای از کاریکاتورهای مسابقهی جهانی هولوکاست
من نسکافه نمیخورم، شما چطور؟